Marketing and Strategy

Strategy, Marketing, Technology, Sales

زمانیکه در ایران بودم همیشه با خودم فکر می کردم که ما فرهنگ مصرف را نیاموخته ایم و به همین دلیل است که در بسیاری از موارد اصراف در دستور کار ما قرار دارد. حتی حکم را هم اعداد و ارقام برای ما صادر می کردند که نمی توان با چنین کشوری که چنین منابع عظیمی دارد اینگونه برخورد کرد و نیاز داریم تا بار دیگر در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازی کار کنیم تا بتوانیم فرهنگی را جا بیندازیم که در آن مصرف و درست مصرف کردن را بیاموزیم.

اینجا در کشور کانادا، دومین کشور دنیا به لحاظ وسعت جغرافیائی، کشوری که بخشی از فرهنگ خود را از انگلیس و بخش دیگری را از آمریکا به عاریت گرفته است و از هر قومیت و ملیتی در آن میتوان کسی را پیدا کرد، اما داستان دیگری یافتم، داستانی که به هیچ چیزی از آنچه اندیشه کرده بودم شبیه نبود.

اینجا شما کالایی را که می خرید، ( به طور مثال لباس ) می دانید که عمر مفید آن به چه میزان است و می دانید که باید برای خرید نوبت بعدی آن برنامه ریزی خرید داشته باشید، آنچه اینجا به آدمها می آموزند این نیست که فرهنگ درست مصرف کردن را بیاموزیم، بلکه یاد می دهند فرهنگ درست خرید کردن را یاد بگیریم! همیشه در ایران می گفتم، اینقدر حوادث مختلف است که نمی توان برنامه ریزی کرد، و در اینجا می گویم آنقدر همه چیز پیچیده است که اگر بخواهی زندگی کنی باید یاد بگیری که برنامه ریزی کنی. فکر می کنم نقطه تفاوتها در همین نکته ملاحظه می شود، مردم ایران ( خودم را می گویم، به عنوان یک ایرانی) یاد نگرفته ایم که برنامه ریزی کنیم، و چون نیاموخته ایم که برنامه ریزی داشته باشیم، خواسته و نا خواسته برای میزان بی نظمی ها دامن می زنیم.

نقطه خلأ در فرهنگ مصرف در ایران عدم توان برنامه ریزی است، شرکتها و دولت در کانادا دست به دست هم می دهند تا شما به عنوان کسی که در این کشور زندگی می کنی برای تمامی حوزه های کاری خود برنامه ریزی کنی، این چیزی است که اینجا آموزش می دهند و همنی درست نقطه ای است  که در ایران کمتر کسی به آن می پردازند.

در ایران یک جمله را به طور مرتب می شنویم، که اینقدر همه چیز در اینجا تابع ..... است که نمی توان حتی برای روز بعد هم برنامه ریزی کرد، ولی می خواهم بپرسم چقدر برنامه ریزی کردیم که نتوانستیم به آن برسیم؟ نمی پرسم کاغذی برداشته اید و برنامه خود را بنویسید و بعد در آن چارچوب به دنبال ابزارهای لازم برای تحقق برنامه باشیم و بعد هم به دنبال تأمین منابع، یا تنها گفته ایم می خواهیم این کار را انجام بدهیم، و دیدید نشد!!

در این کشور هفتاد و دو ملت، بدون پیشینه فرهنگی بیشتر از 130 سال، اما آنچه حرف اول را می زند برنامه ریزی است و بعد هم قانون مصرف گرایی.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:37  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

امروز یک آگهی برای واگذاری کارخانه ای درحوزه لبنیات را روی لینکدین دیدم، در نگاه اول حضور یک برند با نامی ناآشنا در حوزه تولید محصولات لبنی، نا مأنوس آمد، چون فکر می کردم، در این حوزه به مانند تولید ماکارونی، ورود شرکتهایی با ظرفیتهای کوچک توجیهی ندارد. در حوزه محصولات لبنی، با عنایت به اینکه سبد محصول بزرگ است، به طور عمده شرکتهای کوچک نمی توانند پوشش مناسبی برای سهم یابی بازار خود پیدا کنند و از بازار بیرون می روند، هر چند در بسیاری موارد به لحاظ کیفی و تکنیکی محصلاتی به مراتب با کیفیت بالاتر تولید می کنند.

  • اما به راستی نباید تولیدات کوچک به بازار وارد شوند؟
  • آیا باید رقابت تنها در انحصار نامهای بزرگ در بازار باقی بماند؟
  • آیا در صورتیکه اینگونه رقابتها وجود نداشته باشد، برندهای بزرگ می توانند کیفیت خود را در سطح مطلوب نگه دارند؟

به طور کلی در این حوزه نگاهها متفاوت است، با برندهای محلی خیلی موافقم، در صورتیکه بتوانند به حوزه تولید وارد شوند و بتوانند با حرکتهای مناسب در  بازارهای منطقه ای خود شروع به رقابت کنند و برای خود اسم و رسمی به پا کنند. اما با ورود ناگهانی شرکتهای منطقه ای به بازارهای بزرگ مخالفم و معتقدم، این ورود نه تنها باعث زمین خوردن این تولیدیها می شود، که باعث ایجاد نگاهی منفی به حوزه تولید می شود که در کشور کسی از حوزه تولید دفاعی شایان توجه نمی کند. از اساس منکر این نیستم که سیاستهای دولتهای مختلف در ایران درحوزه تولید، کاملا دوگانه و وابسته به المانهای قدرت بوده است، اما به هر روی این اعتقاد را نیز دارم که ورود غیرکارشناسانه بسیاری به حوزه تولید باتعث تقویت جایگاه واردات شده تا استفاده از تولیدات داخلی.

کوتاه سخن اینکه فکر می کنم، در حوزه تولید، باید بسیار برنامه ریزی شده عمل نمود و به فکر تکمیل ظرفیت بازارهای منطقه ای بود و سپس برای توسعه بازار و بازارسازی جدید برنامه ریزی نمود.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 6:27  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

"تصوير امروز پاريس تكان دهنده است.وحدت فرانسويان و بسيارى از ملل ديگر به بهانه كشته شدن تنها ١٧ نفر......و ما اينجا در جهان اسلام سال هاست كه داريم قربانى مى دهيم و ككمان هم نمى گزد.چند ماه است كه داعش دارد در عراق سر مى برد،تجاوز مى كند،ويران مى كندو...چند سال است كه سوريه قربانى مى دهد،فلسطين به آتش كشيده مى شود و جهان اسلام خواب است.
امروز سران كشورهاى غربى بازو در بازوى هم پيشاپيش مردم پاريس راهپيمايى كردند...كدام بار سران كشورهاى اسلامى توانستند بر سر بديهيات به توافق برسند؟كدام بار توانستند متحد شوند و مردمانشان را به دور از تحجر و شعارزدگى متحد كنند؟
من شيفته غرب نيستم،از سياست هم بيزارم اما راستش غبطه مى خورم در تماشاى اين شعور متحد....غصه ميخورم كه قيمت جان هزاران مسلمان كمتر است از قيمت جان هفده شهروند فرانسه و غم انگيز اينكه خودمان خودمان را بى قدر كرده ايم........اروپايى ها اين هفته،هفته وحدتشان بود....مباركشان باشد!"          

منصور ضابطیان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 1:56  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

  زمانیکه صحبت از مد به میان می آید، ناخواسته توجه ذهنی ما به لباس و پوشش معطوف می شود. حال آنکه مد تمامی نقاط زندگی را در بر میگیرد و بر تمامی کارکردهای زندگی به طور مستقیم و غیر مستقیم تأثیر می گذارد و نمی توان از نقش بی بدیل آن بر جهت گیری حوزه مصرف ، به سادگی گذشت.

   زمانیکه از حجاب سخن به میان می آید، ساختاری مذهبی به ذهن متبادرمی شود که برگرفته از آموزه های اجتماعی، مذهبی و فرهنگی ماست. دستوری که ساختاری مذهبی دارد و در جامعه اسلامی از الزامات به شمار می رود.

  دلیل این مقدمه چینی ورود به مقوله ای است که نگاهی نو به حوزه حجاب را با خود به همراه آورد. تاکنون تلاشهائی برای نشان دادن قابلیتهای حجاب، تنوع پذیری و تطبیق آن با نیازهای روز جامعه مانند نمایشگاه بین المللی پوشش و مد اسلامی صورت گرفته است. اما به راستی چقدر این حوزه به لحاظ رفتارشناسی از منظر کسب وکار مورد قبول بوده است؟ آیا توانسته بخش مهمی از سهم بازار پوشاک ما را به این نوع پوشش متمایل کند یا حرکت به سمتی بوده است که از قبل نیز به همان سمت و سو بوده است؟

   حرکتهایی در حوزه برندهای لباس ایرانی صورت گرفته است که در خور توجه اما ضعیف بوده است. اگر پوشاک را با نگاهی بسیار ساده به چند دسته زیر تقسیم نمائیم:

1-      پوشاک رسمی

2-      پوشاک غیر رسمی

3-      پوشاک خانگی

 و در هر کدام از این بخشها که بخواهیم برندهای ایرانی را نام ببریم از طیف مخاطب حرکت دهنده مد، که معمولاً دامنه سنی 14 تا 45 سال را در بر می گیرد، این درخواست را داشته باشیم، به چند نام می رسیم؟ حال اگر بخواهیم در همین حوزه برندهای به نام خارجی را نام ببریم به چند نام می رسیم؟

   اگر نگاه به حوزه حجاب از حوزه حکومتی جدا شود به بخش تجاری ورود کند، به سادگی و به سرعت می تواند حرکت سازنده خود را شکل بدهد. یادمان باشد در بحث مد همیشه تغییر مد و به دنبال آن تغییر در ذائقه مصرف توسط شرکتهای بزرگ و با کمک مدیاهای مختلف ( سایتهای برخط، نشریات متعدد و درگیر شدن نامهای شناخته شده) انجام می شود و با همین روش به سرعت جهان شمول نیز می شوند. این یعنی بقای کسب و کارهای بزرگ در سایه مصرف مداوم و بر اساس خواست همین نامها.

  ایران به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای مصرفی دنیا از این قاعده مستثنی نیست و به سرعت توسط برندهای جهانی به بازار هدف بدل می شود و از آنجائیکه تعریفی عامه فهم از تعریف پوشش ایرانی اسلامی ارائه نمی شود، و اگر هم تعریفی ارایه می شود آنچنان پیچیده است که توسط اجتماع به سرعت پذیرفته و درک نمی شود در نتیجه این تعریف برای حوزه خاص باقی می ماند و مابقی جامعه بر اساس قدرت مدیا حرکت خود به سمت پوشش های ترویج شده، دنبال می کنند. حال اگر بخش خصوصی مرتبط با حوزه پوشش به دستورالعملی برسد که در سایه آن بتواند تعریفی سه جانبه ارائه نماید که دربردارنده تعریف حجاب ( بایدها و نبایدها ) ، تعریف پوشش ایرانی ( سوابق و شاخصهای فرهنگی ) و روشهای ساخت ذائقه ( نگاهی جدید به حوزه ترویج محصول ) باشد، می تواند در بین جامعه مصرف کننده فعلی جایگاه خود را باز نماید.

    با این نگاه هم حرکت در بخش اقتصاد، در حوزه تولید پوشاک، اتفاق می افتد، هم نگرانی حاکمیتی کمتر می شود، و هم دغدغه و تنوع طلبی نسل مخاطب پاسخ داده می شود. تا زمانیکه عنصر خلاقیت در حوزه پوشاک ایرانی راه خود را بازنکند و تولیدکنندگان پوشاک از طراحان حرفه ای لباس بهره نگیرند و طراحان، هنر خود را به عنصر فرهنگ آغشته نکنند و حاکمیت از نقش تصدی گری خود به نقش پدرانه خود برنگردد و این چرخه حرکتی تکمیل نشود همچنان باید دغدغه معنا را در کنار دغدغه رفتار داشته باشیم.

   پذیرفتن کارکرد حجاب به عنوان یک مد در جامعه و به عنوان یک عنصر تعریف شده مستقل، با قابلیتهای تعریف پذیر و روزآمد، می تواند دغدغه در حوزه حجاب را کاهش دهد و حجاب نیز خود را در رقابت با سایر مدها درمیابد و در نتیجه به دنبال ساختارسازی خواهد بود تا ساختار باوری، و این خود می تواند به یک رویه زنده در حوزه کسب و کار تبدیل شود که در آن پیوسته دغدغه صاحبان کسب و کار رقابت با مدهای روز دنیا خواهد بود و همچنین کسب و کارها می آموزند تا خود را به سرعت با شاخصهای جهانی هماهنگ نمایند و اگر بپذیریم که شناخت فرهنگ، مزیت رقابتی برای هر برندی در بازارسازی خواهد بود، برندهای ایرانی می توانند به سادگی جایگاه خود در رفتار مصرفی مصرف کننده ایرانی را پیدا کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۳ساعت 5:7  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

     مدتهاست هر زمان که ماه مبارک رمضان فرا می رسد، بحث از این به میان می آید که فضای کسب و کارها از رونق همیشگی می افتد و دیگر نباید انتظار داشت ساختارهای رفتاری سازمانی مشابه گذشته باشد و سالهای سال دولت نیز به عنوان بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور به این تفکر دامن می زد و چهره سازمانهای دولتی به این تغییرات مسلح می شد: ساعات کاری به شدت کاهش می یافت، کیفیت کار در این ساختار به بهانه اینکه ماه مبارک رمضان است و خستگی ناشی از بیدار شدن در سحر و نیز خستگی ناشی از گرسنگی و تشنگی در تمامی اعضاء و جوارح سازمانهای دولتی رخنه می کرد و این بحث تبدیل به بحث عقیدتی و سیاسی شده بود که اگر کسی به این ساختار نقدی می زد به تمامی مقدسات پشت کرده بود و مقاله پشت مقاله و نقد پشت پشت نقد از زمین و آسمان فرا می رسید و این خود هرگونه تحلیلی در حوزه رفتارهای سازمانی در ماه رمضان را به تابو تبدیل کرده بود.

    با عنایت به اینکه بزرگترین بنگاه اقتصادی جامعه از این ساختار تبعیت می کرد، آرام آرام این بحث در بدنه اجتماع نهادینه و تبدیل به فرهنگ سازمانی اجتماع شد و به خودی خود تأثیرات منفی خود را به بدنه اقتصاد خصوصی تسری داد. شنیدن جملاتی از این دست که " در ماه رمضان دیگر کار مانند سابق نیست" خود گواهی بر این مدعاست. اما این بحث به طور جدی از دو منظر قابل بحث خواهد بود، کسب و کارهائی که کار مستقیم آنها با دولت است و به عبارتی، پیمانکاران دولتی محسوب می شوند، و کسب و کارهائی که مشتریان آنها بخش خصوصی جامعه می باشند.

    شاید بنگاههای اقتصادی که در تعامل با بخش خصوصی می باشند، می باید با تأملی بیشتر در این حوزه به بازنگری کارکردهای سازمانی خود دست بزنند، نگرشی که بتواند در سایه تعریفی درست از سازمانهای فرآیند محور، سازمانی ایجاد کند که پویایی خود را در ظرفهای زمانی و موقعیتی مختلف حفظ نماید و فرهنگ سازمانی سازمان خود را به عنوان اجتماعی کوچک که قرار است یک بنگاه اقتصادی با نگاهی سازنده باشد، را مورد بازنگری جدی قرار داد. یادمان باشد که همیشه این دولتها نیستند که تعاریف را نهادینه می کنند، بلکه طرح یک فرهنگ از جانب دولتها اتفاق می افتد و این نهادهای اقتصادی پویا در بطن اجتماع هستند که به آنها تعاریف قابل پذیرش می دهند و آنها را به باور رفتاری تبدیل می کنند و یا با نگاه انتقادی سعی در بهبود شرایط خواهند داشت.

    بیاییم کمی ساده تر و بدور از مسایل سیاسی و مذهبی به این مسئله نگاه کنیم، بازاری وجود دارد که می دانیم در سال در یک ماه از سال با رفتارهای جدیدی مواجه می شود، رفتارهایی که از ساعت کار تا نوع دنبال کردن نیازهای آن کمی متفاوت می شود. این زمان مشخص است و به ناگاه ما را در مقابل یک عمل انجام شده قرار نمی دهد، بلکه در ابتدای هر سال که قرار است برنامه کاری سال بسته شود، می تواند در بحثهای رفتار سازمانی دیده شود. آیا یک کسب و کار با ساختار فرآیند محور، تسلیم این اتفاق است، یا سعی می کند در جهت مثبت خود از آن بهره برداری مثبت داشته باشد؟ آیا بازاری که می تواند در این ماه ماهیت رفتاری جدیدی به خود بگیرد، یک تهدید است یا فرصت؟ از منظر استراتژی سازمانی، چه میزان در سازمانها سعی کرده اند، از این تهدید، فرصت بسازند، و اگر آن را فرصت می دانند، متناسب با ظرفیتهای آن فرصت و آنچنان که شایسته است از آن بهره برداری نمایند؟

    سالها قبل وقتی این دست سئوالات مطرح می شد، با این دست جوابها نیز مواجه می شدیم،" اینجا ایران است، شرایطش با تمام دنیا فرق می کند" و " اینها تئوری است و تنها به درد کشورهائی می خورد که می توان همه چیز را پیش بینی کرد" . اما به لطف تلاشهای زیادی که فرهنگ سازمان حوزه اقتصاد، به خصوص در محیطهای آکادمیک و دانشگاهی، در این سالها انجام شده است، رویکردها تا حد زیادی متفاوت شده است، دیگر کمتر بنگاه اقتصادی بزرگی می توان یافت که بحثهای استراتژی های سازمانی و معماری سازمانی در آنها نقش بازی نکند. اما شاید هنوز در این حوزه خاص و این یک ماه با شرایط خاص، تابوی رنگ و لعاب مذهبی - سیاسی، ترس در فعالان اقتصادی ایجاد می کند که واکنشی پویا به این فرآیند خوش یمن داشته باشند. این نیاز آنچنان پر رنگ شده است که حتی دولت آقای روحانی نیز نتوانسته آن را ندیده بگیرد  سعی در تغییر فرهنگ درک ماه رمضان در بطن اقتصاد و سازماندهی اداری آن دارد.

   شاید زمان آن فرا رسیده است که به این باور دست پیدا کنیم که این ماه فی الواقع صرف نظر از بحثهای مذهبی و نگاه دینی، ماهی مبارک است، اگر فرصتهای موجود در آن شناخته شده، متناسب با درک سازمانی تحلیل و به نسبت نیاز سازمان به بهره برداری از این فرصتها، برنامه ریزی عملیاتی اتفاق افتد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ساعت 16:32  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

Greg Satell

Every great idea begins as a revelation.  Yet when that flash of insight leads to action, it inevitably encounters the real world and that’s when hard lessons are learned.  Adjustments are then made and, with some luck, success can be achieved.  But profitable models rarely come easy.

With growth, comes procedures, processes and a management team to support and strengthen the model.  New employees are indoctrinated and it becomes an intrinsic part of the organization’s identity, almost like a corporate version of DNA.

Unfortunately, at some point the model will fail.  That’s always been true, but now it happens with blazing speed.  These days, startups like Instagram and Pinterest become billion dollar businesses in a matter of months and that pace will only accelerate.  Clearly, we need to stop planning for stability and start managing for disruption.

The Unlikely Origins Of Business Analysis

You judge a business by its metrics.  By applying statistical analytics you can begin to understand if you’re addressing market needs and serving consumers well.  Yet, ironically, modern statistical analysis did not originate in business, but astronomy when, in 1801, Giuseppe Piazzi noticed a small body in the night sky.

At first, he thought it was a comet, but it soon became clear that it was, in actuality, the dwarf planet now known as Ceres.  He tracked it for 40 days before it disappeared behind the sun and astronomers were unsure how to find it again.

It was then that a young man named Carl Friedrich Gauss applied his method of least squares to historical patterns and was able to predict the orbit of Ceres Ceres. Shortly after, as if by magic, it appeared exactly where he said it would be. Gauss showed that by rigorously analyzing the past, we could know a lot about what the future will look like.

Gauss went on to become the most influential mathematician of his time and his work formed the basis of many of the statistical techniques that modern day management employs, such as regression analysis, confidence intervals and statistical significance to make sense of a messy world.

The Search For Six Sigma

The man who taught the world to implement Gaussian methods was Ronald A. Fisher.  In the 1920’s, he pioneered the design of controlled experiments and his impact on 20th century science is hard to overestimate. Modern statistics courses are, in large part, devoted to Fisher’s ideas.

Before long his methods were adopted by business. Managers began to collect data and analyze it meticulously.  Eventually this led to the Six Sigma movement that was developed in the 1980’s.  Much like Fisher’s earlier techniques, it was thought that by controlling every aspect of the process, uncertainty could be tamed.

It didn’t turn out that way.  Many, Nassim Taleb in particular, argued that control was a dangerous illusion.  Anything that met a basic standard of statistical significance (usually 95% confidence) was treated as fact.  False certainty led managers to discard inconvenient information as “outliers,” leading them to miss important inflection points.

Yet there is a more fundamental problem with Fisher’s methods and Six Sigma type approaches.  They assume that, much like finding the orbit of a celestial body, the objective of strategic analysis is to separate the signal from the noise—to find the one “true” answer hidden in all of the data.  Yet business isn’t physics, its universe changes all the time.

The Past Is Not Always A Good Guide To The Future

A good business model is predictable.  It throws off profits, which are invested back into the business, making it more efficient and increasing profitability further.  Over the years, the underlying model is deepened and becomes second nature.  Systems are designed so that operations run smoothly and employees are trained to execute it well.

Yet if the key to success was discovering an effective model and honing it to perfection, then businesses would consistently improve over time and we know that’s not true.  Certainly, Blockbuster and Kodak had successful models and efficient operations, but ultimately failed nonetheless.  Today, once successful firms are disappearing off the S&P 500 at an alarming pace.

It’s easy to dismiss companies that fall from grace as sloppy, with poor discipline and incompetent management.  Yet, in fact, that’s rarely the case.  Most often it’s because business leaders expect the future to conform to their rigorous analysis of historical trends.

This has always been true, but now we live in a time of accelerating change.  The power of our technology will increase roughly as much in the next year and a half as it has in the last thirty.  As the economy of bits pervades the economy of atoms, every industry is being disrupted.  The past is no longer prologue, it’s just how things used to work.

Managing Not For Stability, But For Disruption

Every great idea begins as a revelation, comes to life as a paradigm and is eventually surpassed.  As Thomas Kuhn describes in his classic, The Structure of Scientific Revolutions, the first whiffs of change come not as new trends, but anomalies that don’t fit the model. They are easily explained away.

Yet they persist.  Disruption always seems strange to us, because it always starts with them.  It is those on the outside, who derive little or no benefit from the existing paradigm who are the first to start putting the pieces together.  They have no loyalty to a model and no stake in the status quo.  It is not stability they seek, but disruption.

Business models, even the most successful ones, are designed for inertia.  They are great for leveraging past insights, but are resistant to change.  Success does not, in fact, always breed more success, sometimes it breeds failure.  History has a way of blinding us to the possibilities of the future.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 19:26  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

When we started HotelTonight, there were just 4 of us. Now that we’re up to over 100 people, it takes a little more effort to be accessible to the entire team. But doing so is vital – it builds trust, helps people do their best work and gives you latitude when you have to ask for hard things or make tough choices. These are a few things I do to stay connected to the team that deliver big impact for minimal time and effort.

1. Call everyone in the company by name

Learn names and use them. With a large team, this may take homework, like using LinkedIn to help match faces with names.

2. Say hi first

When walking by a team member, always say hi to them before they say hi to you. Make eye contact, and, of course, use their name (see above)!

3. Make time to connect one-on-one

Twice a week, I meet for coffee with different members of the HT team to learn about what they’re working on, hear their (often genius!) ideas about their jobs and the company, to learn what I can be doing better, and to get to know them. I really enjoy these chats, both personally and professionally.

4. Respond to emails quickly

Even if you can't read through something right away, acknowledge that you got it and that you'll look at it later. Having been on the other side of it, I know it can be nerve-racking or frustrating when it takes your boss a long time to respond to an email. Our Customer Support team operates by this philosophy of respect, too, and answers customer emails in under 9 minutes!

5. Connect on social media

When someone new starts, I make sure to add them on LinkedIn and follow them on Twitter.

6. Be in the moment during meetings and chats

No iPhone in meetings or one-on-ones! If you do have to check your phone, explain the context and draw the person/people you’re meeting with into the situation with details about what’s going on and why it is time sensitive – and ideally say this ahead of the meeting.

7. Create the company you would have wanted to work at

If your company’s not that fun, make it fun, whether that’s an in-office bar (my personal bias), spontaneous outings or something else you deem cool. I also always thought it was odd to make people pay for coffee (which helps them do their jobs better!) so we offer this for free.

8. Meet everyone on their first day on the job

As long as I’m in town, I meet every new SF team member right when they start. I’m just as excited to have new faces in the office as they are to be joining the team!

9. Be on time

Being late sends a message that you think your time is more valuable than that of the person you’re holding up. I try to show up to meetings a minute early, and make every effort to do calls exactly on time.

http://www.linkedin.com/today/post/article/20140313195205-417196-like-a-boss-9-easy-ways-to-build-trust-with-your-team?trk=tod-home-art-list-large_0

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۲ساعت 20:33  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

این روزها یکی از مباحثی که به وفور در جوامع تخصصی مورد بحث می باشد، این است که آیا بازاریابی یک واقعیت است یا واکنشی احساسی؟ سئوالی که می تواند خیلی از رفتارهای بازار را در قبال بسیاری از رفتارهای بازاریابی را به خوبی توجیه نماید.

اینکه از کدام منظر به این حوزه ورود نمائیم و کالا را در چه محدوده رفتاری توزیعی ببینیم، می تواند نگاه ما به این دو موضوع را نیز تحت الشعاع قرار دهد. در بازاری که به راحتی تحت تأثیر قرار نمی گیرد، شناخت این حوزه ها می تواند خیلی از تعاریف را مشخص و نشان دهد که تئوری های بازاریابی تا چه حد می توانند به عنوان زیرساخت در حوزه های اجرائی مورد استفاده قرار گیرند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:47  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

Google for many users has changed the way it displays advertiser links

By Zach Miners, IDG News Service

Google is testing some changes to the way it displays search results, including a tweak to how it presents paid links that could throw off unsuspecting users.

Paid links in Google's search results are marked today with a yellow shaded background. Under the experimental layout, which is being widely tested with users, a small yellow button that says "Ad" appears in front of paid links instead.

For some users, the new labeling may suffice to denote what's an ad and what's not. But those not paying close attention might find themselves directed to a promotional site without asking for it.

"For users who avoided ads before, it will be harder for them to tell the difference," said Mike Mothner, CEO of Wpromote, an online marketing agency that manages companies' SEO campaigns.

The effect, he said, is that paid links blend in more with the organic search results, and more people will click on them.

If the ads are well-targeted and users want to see them, it could still be a win-win for users and advertisers, said Mothner, whose company's clients include Toyota, Ford and the Universal Music Group.

Google started testing the new design late last year on mobile devices, as part of a refresh of its results page that also includes a larger font size and removing the underlines in links.

"We're continuing to roll this out on the desktop as well, to provide a consistent experience with our products across screens," a Google spokesman said. The company didn't say if and when the new layout will be rolled out to all users.

Some don't think the goal is to get users to click on more paid links.

"Does Google want to increase its click-through rates as much as possible? Yes," said Leo Dalakos, VP of performance media at Performics, a digital marketing agency. But it's not in the company's best interests to have users accidentally click on ads, he said. Doing so might reduce their satisfaction with the service and tempt them to look elsewhere.

The experiment is the latest in a series of tests that play a critical role in how Google designs its products. The company has tested 70 shades of blue just for the color of its links, Dalakos said.

Other Google experiments have involved linking people's geographic location with the ads they're shown and the placement of images alongside ads.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:31  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

Google for many users has changed the way it displays advertiser links

By Zach Miners, IDG News Service

Google is testing some changes to the way it displays search results, including a tweak to how it presents paid links that could throw off unsuspecting users.

Paid links in Google's search results are marked today with a yellow shaded background. Under the experimental layout, which is being widely tested with users, a small yellow button that says "Ad" appears in front of paid links instead.

For some users, the new labeling may suffice to denote what's an ad and what's not. But those not paying close attention might find themselves directed to a promotional site without asking for it.

"For users who avoided ads before, it will be harder for them to tell the difference," said Mike Mothner, CEO of Wpromote, an online marketing agency that manages companies' SEO campaigns.

The effect, he said, is that paid links blend in more with the organic search results, and more people will click on them.

If the ads are well-targeted and users want to see them, it could still be a win-win for users and advertisers, said Mothner, whose company's clients include Toyota, Ford and the Universal Music Group.

Google started testing the new design late last year on mobile devices, as part of a refresh of its results page that also includes a larger font size and removing the underlines in links.

"We're continuing to roll this out on the desktop as well, to provide a consistent experience with our products across screens," a Google spokesman said. The company didn't say if and when the new layout will be rolled out to all users.

Some don't think the goal is to get users to click on more paid links.

"Does Google want to increase its click-through rates as much as possible? Yes," said Leo Dalakos, VP of performance media at Performics, a digital marketing agency. But it's not in the company's best interests to have users accidentally click on ads, he said. Doing so might reduce their satisfaction with the service and tempt them to look elsewhere.

The experiment is the latest in a series of tests that play a critical role in how Google designs its products. The company has tested 70 shades of blue just for the color of its links, Dalakos said.

Other Google experiments have involved linking people's geographic location with the ads they're shown and the placement of images alongside ads.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۲ساعت 21:31  توسط Mohammadreza Rostami Rad  | 

مطالب قدیمی‌تر